ملا
با نا م ویاد حق
شبی ملا در کنار رود خانه نشسته بود ده نفر امدند با ملا قرار گذاشتند
که آنهارابه آنطرف رودخانه برد نفری یک ریال مزد بگیرد ملا قبول کرد.
خلاصه نه نفر را به آن طرف رود خانه رساند نفر آخررا چون خسته شده بود
در رودخانه انداخت وجریان آب او را با خود برد.رفقاش فریاد زدند این چه کار
بود کردی؟
ملا گفت بد کردم.بشما یک ریال فایده نُه ریال بدهید یک ریال هم به سود شما شد
فری رزمی...............منتظرم.....خوش امدید................
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ ساعت 13:1 توسط رزمی ........نویسنده و مدیر وبلاگ
|