یاد خدا
نام كتاب : ذكرهاى مستحبى
نام مؤ لف : عباس عزيزى
پيشگفتارواذكر ربك اذا نسيت
(به ياد آر پروردگار خويش را، آن گاه كه او را فراموش مى كنى .)
به گفته قرآن كريم ، هنگامى كه انسان ياد خدا را فراموش كرد، بعد از آن كه متوجه شد، بايد پروردگار خويش را به خاطر بياورد.
آن گاه كه غير او را فراموش مى كنى ، و خودت را در ذكرت (يادت ) فراموش مى كنى و آن گاه يادت را در ياد خود فراموش مى كنى ، و سپس در ياد كردن حق تو را، هر يادى را فراموش مى كنى (در اين هنگام پروردگارت را به ياد آر) ذكر يعنى رهايى از غفلت و نسيان .
ذكر به عمر انسان ارزش و بركت مى دهد. رسول خدا (ص ) فرمود: اگر ساعتى از عمر آدمى بدون ذكر خدا بگذرد، در قيامت برايش حسرت است .
ذكر خداست كه دلها را آرام ، قلبها را شفا، سينه ها را صيقل ، جانها را جان ، دردها را درمان ، روانها را سلامت ، عقلها را نورانيت مى بخشد.
ذكر به معنى ياد كردن به زبان است .
ذكر به معنى ياد كردن به دل است .
ذكر به معنى نگاه داشتن است .
ذكر به معنى انديشه كردن است .
ذكر به معنى پيدا كردن است .
ذكر به معنى توحيد است .
ذكر سيره عملى انبيا و ائمه اطهار (عليهم السلام ) و اولياى خداست ، و انسان به وسيله ذكر، خود را در سه عالم (دنيا و برزخ و قيامت ) بيمه مى كند.
حديث قدسى است كه هر گاه بنده اى ملاقات با من را دوست بدارد، من نيز ملاقات با او را دوست مى دارم و هر گاه پيش خود مرا ياد كند، او را پيش خود ياد كنم و هر گاه در ميان گروهى يادم كند، او را در ميان جمع بهتر از آن گروه يادش كنم و هر گاه بنده ام به اندازه يك وجب به من نزديك شود، به اندازه يك ذراع به او نزديك شوم و هر گاه به قدر ذراعى به من تقرب جويد، به اندازه باعى (باع واحد طول است از سر انگشت دست راست تا سر انگشت دست چپ ، آن گاه كه دستها را افقى به طرفين باز كنند) به او نزديك مى شوم .
براى ذكر گفتن ، رعايت چند شرط لازم است :
1- با وضو باشد.
2- دائم الذكر باشد، پيوسته ذكر خدا را بگويد.
3- حضور قلب داشته باشد، مثلا زبان با قلب هماهنگ باشد.
4- زمان و مكان و تعداد آن ميسر است .
5- در محيط گناه نباشد.
6- در همه حال ياد او باشيم ، هم در حال راحتى و هم در حال سختى ها و مشكلات . امام حسين (ع ) در بحبوحه جنگ ، و مقارن شهادت اصحاب و فرزندانش ، همواره ياد خدا بود و در هر صحنه اى ذكر خدا مى گفت و نيرو مى گرفت .
7- نيت بايد خالص باشد.
8- دهان خود را طاهر كند؛ ذكرى كه از دهان آلوده بيرون آيد، اثر ندارد.
9- اعتقاد و ايمان در اين ذكرها لازم است و اگر حاجت برطرف نشد، شايد علت و حكمتى داشته باشد.
10- نفس ذكر گفتن ارزش دارد، اگر چه حاجت شما برطرف نشود.
اميدوارم اين مجموعه بتواند گره گشاى مشكلات همه عاشقان و بندگان و مظلومان و حاجتمندان و بيماران باشد و بنده حقير را نيز از دعاى خيرتان فراموش نكنيد.
عباس عزيزى
فروردين 1378
1.اهميت ذكر گفتن1.زياد به ياد خدا بودنذكر خدا آن قدر داراى اهميت است كه خداوند سبحان هم به مردان و هم زنان توصيه فرموده كه زياد ذكر بگوييد و غافل نشويد.
والذاكرين الله كثيرا و الذاكرات مردانى كه بسيار به ياد خداوند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى كنند.(1)
در جاى ديگر به مؤ منين توصيه مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا را بسيار ياد كنيد.(2 )
2.محبوب خداوندرسول خدا (ص ) مى فرمايد: هر كس ذكر خدا بسيار كند، خداوند او را دوست دارد.(3)
3.نحوه به ياد خدا بودنخداوند سبحان به رسول خدا (ص ) چنين مى فرمايد:
1- پروردگار را در دل خود از روى تضرع و خوف ياد كن : واذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة
2- آهسته و آرام نام او را بر زبان بياور: و دون الجهر من القول
3- ذكر را همواره صبحگاهان و شامگاهان تكرار كن : بالغدو و الآصال .
4- هرگز از غافلان و بى خبران ياد خدا مباش : و لا تكن من الغافلين .(4)
4.ياد خدا در همه حالخداوند سبحان مى فرمايد:
پس از اتمام نماز ياد خدا را فراموش نكنيد و در حال ايستادن و نشستن و زمانيكه بر پهلو خوابيده ايد به ياد خدا باشيد و از او كمك بجوييد. فاذكروا الله قياما و قعودا و على جنوبكم .(5)
5.به ياد خدا باشيدخداوند سبحان مى فرمايد:
فاذكرونى اذكركم پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم .(6)
6.برترين ذكرقرآن مجيد برترين اعمال را معرفى مى كند: لذكر الله اكبر.(7)
7.اسرار ياد خدادر حديثى از امام صادق (ع ) آمده است در تفسير جمله و لذكر الله اكبر فرمود: ذكر الله عند ما احلّ و حرّم ياد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام (يعنى به ياد خدا بيفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد).(8)
8.داروى بيماريهاى روحىعلى (ع ) فرمود: ذكر الله دواء اعلال النفوس ياد خدا داروى بيماريهاى روح است .(9)
9.ياد خدا هنگام غذا خوردنامام صادق (ع ) درباره پدرش امام باقر (ع ) مى فرمايد: او كثير الذكر بود، هر وقت با او راه مى رفتم ، ذكر خدا مى گفت و به هنگام غذا خوردن نيز به ذكر خدا مشغول بود. حتى وقتى كه با مردم سخن مى گفت ، از ذكر خدا غافل نمى شد.(10)
10.پشتوانه ايمانعلى (ع ) فرمود: ذكر الله دعامة الايمان ذكر خدا پشتوانه ايمان است .(11)
11.شيوه مؤ منعلى (ع ) فرمود: ذكر الله شيمة كل مؤ من ياد خدا شيوه هر مؤ من است .(12)
12.ذاكر خداعلى (ع ) فرمود: سامع ذكر الله ذاكر شنونده ذكر خدا، ذاكر خداست .(13)
13.زبان مشغول ذكر خداعلى (ع ) فرمود: خوشا به حال كسى كه مشغول ذكر خدا باشد، و از گفتار بيهوده خاموش بماند.(14)
14.سرگرم شدن به ذكر الهىاز امام صادق (ع ) است كه به راستى خداوند عز و جل مى فرمايد: هر كه به ذكر من سرگرم شود و از درخواست از من بازماند، به او عطايى بدهم بهتر از آنچه كه به كسى دهم كه از من درخواستى كند.(15)
15.كليد انس با خداعلى (ع ) فرمود: الذكر مفتاح الانس ياد خدا كليد انس با خداست .(16)
16.لذت با ياد خداعلى (ع ) فرمود: الذكر لذة المحبين ياد خدا لذت دوستداران است .
17.صلاح قلبعلى (ع ) فرمود: اساس و صلاح قلب اشتغال آن به ذكر خداست .(17)
18.ياد خداعلى (ع ) فرمود: من ذكر الله ذكره هر كه در ياد خدا باشد، خداوند او را ياد كند.(18)
19.ماءنوس با ذكر خداعلى (ع ) فرمود: هر گاه ديدى كه خداوند سبحان تو را به ذكر خود ماءنوس نموده (بدان كه ) تو را دوست مى دارد.(19)
20.نور ايمانعلى (ع ) فرمود: ذكر الله نور الايمان ياد خدا نور ايمان است .(20)
21.شيوه پارسايانعلى (ع ) فرمود: ذكر الله شيمة المتقين ، به ياد خدا بودن شيوه پرهيزكاران است .(21)
22.غذاى جانهاعلى (ع ) فرمود: ذكر الله قوت النفوس و مجالسة المحبوب ، ياد خداوند غذاى جانها و همنشينى با محبوب است .(22)
23.بهترين اهل مسجدرسول خدا (ص ) فرمود: آيا به شما خبر ندهم از بهترين كارهاى شما كه درجه بلندترى است براى شما و در نزد خداوند شما بهتر شما را پاكدامن مى كند و از پول طلا و نقره براى شما بهتر است و خوب تر از آن است كه با دشمن خود برخورد كنيد و با آنها نبرد نماييد و از آنها بكشيد و كشته شويد؟ عرض كردند: يا رسول الله ! چرا. فرمود: آن بسيار ذكر كردن است .
سپس فرمود: مردى نزد پيغمبر (ص ) آمد و عرض كرد: بهترين اهل مسجد كيست ؟ فرمود: آن كه بسيار ذكر خدا كرده خير دنيا و آخرت به او داده شده است .
و در تفسير قول خداى تعالى ((منت مگذار كه كار بيشترى كردى .))(23)
فرمود: آنچه كار خوب براى خدا كردى ، آن را بيش مشمار.(24)
24.ذكر خدا حدى نداردامام صادق (ع ) فرمود: هر چيزى حدى دارد كه وقتى به آن رسد پايان مى پذيرد، جز ذكر خدا كه حدى كه با آن پايان گيرد ندارد.(25)
25.حدى براى ذكر گفتن نيستامام صادق (ع ) فرمود: خداوند نمازهاى فريضه را واجب كرده است ، هر كس آنها را اداء كند، حد آن تاءمين شده ، ماه مبارك رمضان را هر كس روزه بگيرد حدش انجام گرديده و حج را هر كس (يك بار) به جا آورد همان حد آن است ، جز ذكر الله كه خداوند به مقدار قليل آن راضى نشده و براى كثير آن نيز حدى قايل نگرديده است . سپس به عنوان شاهد سخن ، آيه يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا را تلاوت فرمود.(26)
26.نشانه شيعيانامام صادق (ع ) فرمود: شيعيان ما كسانى اند كه هر گاه تنها باشند، بسيار ذكر خدا كنند.(27)
27.ذكر در نهانابن فضال حديثى را به معصوم رسانيده است كه مى فرمايد: خداوند عزوجل به عيسى (ع ) فرمود: اى عيسى ! مرا در خاطر دار تا تو را در خاطر دارم و مرا در برابر همگنان بشرى (خودت ) ياد كن تا تو را در جمعى بهتر از جمع آدميان ياد كنم . اى عيسى ! دلت را براى من نرم و با پذيرش دار و در تنهايى بسيار يادم كن و بدان كه شادى من در اين است كه براى من تواضع كنى و در آن زنده و برازنده باشى و فسرده و مرده نباشى .(28)
28.ياد خدا با حالات زارىامام صادق (ع ) فرمود: فرشته ننويسد جز آنچه را بشنود و خداى عزوجل فرموده است : ياد كن در پيش خود پروردگارت را به زارى و از روى ترس (29) و ثواب اين گونه ذكر را كه در پيش خود شخص باشد و نهانى باشد، جز خداى عز و جل نداند، براى آن كه بسيار بزرگ است .(30)
29.همنشين با خداابوحمزه ثمالى از امام باقر (ع ) نقل كرده كه فرمود: در توراتى كه تحريف نشده است نوشته است كه : موسى (ع ) از پروردگارش درخواستى كرد، عرض كرد: پروردگارا! تو نزديكى به من ، تا با تو راز گويم ؟ يا دورى تا به تو فرياد كنم ؟ خداى عز و جل به او وحى كرد: اى موسى ! من همنشين آن كسى هستم كه مرا ياد كند. پس موسى عرض كرد: كيست در پناه تو روزى كه جز پناهت پناهى نيست . فرمود: آن كسانى كه مرا ياد مى كنند و من هم آنها را ياد مى كنم و در راه من با هم دوستى مى كنند و من هم آنها را دوست مى دارم ، آنانند كه چون خواهم به مردم روى زمين بلا و بدى برسانم ، براى خاطر آنها از همه آنان دفاع مى كنم .(31)
30.ياد خداامام صادق (ع ) فرمود: خداوند مى فرمايد: هر كه مرا در نهانى ياد كند، او را آشكار ياد كنم .(32)
31.زمره عاقلانامام صادق (ع ) فرمود: آن كه در زمره عاقلان در ياد خداى عز و جل است چون كسى است كه در زمره جنگجويان در راه خدا نبرد كند.(33)
32.همنشين خدادر روايت است كه على (ع ) مى فرمايد:ذاكر الله سبحانه مجالسه آن كه ياد خدا مى كند، همنشين خداست .(34)
33.ياد خدا در شبانه روزاز امام جعفر صادق (ع ) نقل است كه خداى عز و جل به موسى (ع ) فرمود: مرا در شبانه روز بسيار ياد كن و هنگام ياد من ، خاشع باش و هنگام بلايى كه به تو دهم ، صابر باش ، درگاه ذكرم آسوده زى و مرا بپرست و چيزى را با من شريك مساز، سرانجام تو به سوى من است . اى موسى ! مرا ذخيره خويش ساز، و گنج كردارهاى پاينده و شايسته خود را به من سپار.(35)
34.ياد خدا در پنهانىاميرالمومنين (ع ) فرموده است : هر كه خداى عز و جل را در نهان ياد كند، هر آينه خدا را بسيار ياد كرده است ، زيرا منافقان در عيان و پيش مسلمان خدا را ياد كنند و او را در نهان ياد نكنند، و براى همين است كه خداى عز و جل در سوره نساء آيه 142 فرموده است : خودنمايى كنند در برابر مردم ، و ياد نكنند خدا را جز اندكى .(36)
35.خدا را فراموش كردن
نام مؤ لف : عباس عزيزى
پيشگفتارواذكر ربك اذا نسيت
(به ياد آر پروردگار خويش را، آن گاه كه او را فراموش مى كنى .)
به گفته قرآن كريم ، هنگامى كه انسان ياد خدا را فراموش كرد، بعد از آن كه متوجه شد، بايد پروردگار خويش را به خاطر بياورد.
آن گاه كه غير او را فراموش مى كنى ، و خودت را در ذكرت (يادت ) فراموش مى كنى و آن گاه يادت را در ياد خود فراموش مى كنى ، و سپس در ياد كردن حق تو را، هر يادى را فراموش مى كنى (در اين هنگام پروردگارت را به ياد آر) ذكر يعنى رهايى از غفلت و نسيان .
ذكر به عمر انسان ارزش و بركت مى دهد. رسول خدا (ص ) فرمود: اگر ساعتى از عمر آدمى بدون ذكر خدا بگذرد، در قيامت برايش حسرت است .
ذكر خداست كه دلها را آرام ، قلبها را شفا، سينه ها را صيقل ، جانها را جان ، دردها را درمان ، روانها را سلامت ، عقلها را نورانيت مى بخشد.
ذكر به معنى ياد كردن به زبان است .
ذكر به معنى ياد كردن به دل است .
ذكر به معنى نگاه داشتن است .
ذكر به معنى انديشه كردن است .
ذكر به معنى پيدا كردن است .
ذكر به معنى توحيد است .
ذكر سيره عملى انبيا و ائمه اطهار (عليهم السلام ) و اولياى خداست ، و انسان به وسيله ذكر، خود را در سه عالم (دنيا و برزخ و قيامت ) بيمه مى كند.
حديث قدسى است كه هر گاه بنده اى ملاقات با من را دوست بدارد، من نيز ملاقات با او را دوست مى دارم و هر گاه پيش خود مرا ياد كند، او را پيش خود ياد كنم و هر گاه در ميان گروهى يادم كند، او را در ميان جمع بهتر از آن گروه يادش كنم و هر گاه بنده ام به اندازه يك وجب به من نزديك شود، به اندازه يك ذراع به او نزديك شوم و هر گاه به قدر ذراعى به من تقرب جويد، به اندازه باعى (باع واحد طول است از سر انگشت دست راست تا سر انگشت دست چپ ، آن گاه كه دستها را افقى به طرفين باز كنند) به او نزديك مى شوم .
براى ذكر گفتن ، رعايت چند شرط لازم است :
1- با وضو باشد.
2- دائم الذكر باشد، پيوسته ذكر خدا را بگويد.
3- حضور قلب داشته باشد، مثلا زبان با قلب هماهنگ باشد.
4- زمان و مكان و تعداد آن ميسر است .
5- در محيط گناه نباشد.
6- در همه حال ياد او باشيم ، هم در حال راحتى و هم در حال سختى ها و مشكلات . امام حسين (ع ) در بحبوحه جنگ ، و مقارن شهادت اصحاب و فرزندانش ، همواره ياد خدا بود و در هر صحنه اى ذكر خدا مى گفت و نيرو مى گرفت .
7- نيت بايد خالص باشد.
8- دهان خود را طاهر كند؛ ذكرى كه از دهان آلوده بيرون آيد، اثر ندارد.
9- اعتقاد و ايمان در اين ذكرها لازم است و اگر حاجت برطرف نشد، شايد علت و حكمتى داشته باشد.
10- نفس ذكر گفتن ارزش دارد، اگر چه حاجت شما برطرف نشود.
اميدوارم اين مجموعه بتواند گره گشاى مشكلات همه عاشقان و بندگان و مظلومان و حاجتمندان و بيماران باشد و بنده حقير را نيز از دعاى خيرتان فراموش نكنيد.
عباس عزيزى
فروردين 1378
1.اهميت ذكر گفتن1.زياد به ياد خدا بودنذكر خدا آن قدر داراى اهميت است كه خداوند سبحان هم به مردان و هم زنان توصيه فرموده كه زياد ذكر بگوييد و غافل نشويد.
والذاكرين الله كثيرا و الذاكرات مردانى كه بسيار به ياد خداوند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى كنند.(1)
در جاى ديگر به مؤ منين توصيه مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا را بسيار ياد كنيد.(2 )
2.محبوب خداوندرسول خدا (ص ) مى فرمايد: هر كس ذكر خدا بسيار كند، خداوند او را دوست دارد.(3)
3.نحوه به ياد خدا بودنخداوند سبحان به رسول خدا (ص ) چنين مى فرمايد:
1- پروردگار را در دل خود از روى تضرع و خوف ياد كن : واذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة
2- آهسته و آرام نام او را بر زبان بياور: و دون الجهر من القول
3- ذكر را همواره صبحگاهان و شامگاهان تكرار كن : بالغدو و الآصال .
4- هرگز از غافلان و بى خبران ياد خدا مباش : و لا تكن من الغافلين .(4)
4.ياد خدا در همه حالخداوند سبحان مى فرمايد:
پس از اتمام نماز ياد خدا را فراموش نكنيد و در حال ايستادن و نشستن و زمانيكه بر پهلو خوابيده ايد به ياد خدا باشيد و از او كمك بجوييد. فاذكروا الله قياما و قعودا و على جنوبكم .(5)
5.به ياد خدا باشيدخداوند سبحان مى فرمايد:
فاذكرونى اذكركم پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم .(6)
6.برترين ذكرقرآن مجيد برترين اعمال را معرفى مى كند: لذكر الله اكبر.(7)
7.اسرار ياد خدادر حديثى از امام صادق (ع ) آمده است در تفسير جمله و لذكر الله اكبر فرمود: ذكر الله عند ما احلّ و حرّم ياد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام (يعنى به ياد خدا بيفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد).(8)
8.داروى بيماريهاى روحىعلى (ع ) فرمود: ذكر الله دواء اعلال النفوس ياد خدا داروى بيماريهاى روح است .(9)
9.ياد خدا هنگام غذا خوردنامام صادق (ع ) درباره پدرش امام باقر (ع ) مى فرمايد: او كثير الذكر بود، هر وقت با او راه مى رفتم ، ذكر خدا مى گفت و به هنگام غذا خوردن نيز به ذكر خدا مشغول بود. حتى وقتى كه با مردم سخن مى گفت ، از ذكر خدا غافل نمى شد.(10)
10.پشتوانه ايمانعلى (ع ) فرمود: ذكر الله دعامة الايمان ذكر خدا پشتوانه ايمان است .(11)
11.شيوه مؤ منعلى (ع ) فرمود: ذكر الله شيمة كل مؤ من ياد خدا شيوه هر مؤ من است .(12)
12.ذاكر خداعلى (ع ) فرمود: سامع ذكر الله ذاكر شنونده ذكر خدا، ذاكر خداست .(13)
13.زبان مشغول ذكر خداعلى (ع ) فرمود: خوشا به حال كسى كه مشغول ذكر خدا باشد، و از گفتار بيهوده خاموش بماند.(14)
14.سرگرم شدن به ذكر الهىاز امام صادق (ع ) است كه به راستى خداوند عز و جل مى فرمايد: هر كه به ذكر من سرگرم شود و از درخواست از من بازماند، به او عطايى بدهم بهتر از آنچه كه به كسى دهم كه از من درخواستى كند.(15)
15.كليد انس با خداعلى (ع ) فرمود: الذكر مفتاح الانس ياد خدا كليد انس با خداست .(16)
16.لذت با ياد خداعلى (ع ) فرمود: الذكر لذة المحبين ياد خدا لذت دوستداران است .
17.صلاح قلبعلى (ع ) فرمود: اساس و صلاح قلب اشتغال آن به ذكر خداست .(17)
18.ياد خداعلى (ع ) فرمود: من ذكر الله ذكره هر كه در ياد خدا باشد، خداوند او را ياد كند.(18)
19.ماءنوس با ذكر خداعلى (ع ) فرمود: هر گاه ديدى كه خداوند سبحان تو را به ذكر خود ماءنوس نموده (بدان كه ) تو را دوست مى دارد.(19)
20.نور ايمانعلى (ع ) فرمود: ذكر الله نور الايمان ياد خدا نور ايمان است .(20)
21.شيوه پارسايانعلى (ع ) فرمود: ذكر الله شيمة المتقين ، به ياد خدا بودن شيوه پرهيزكاران است .(21)
22.غذاى جانهاعلى (ع ) فرمود: ذكر الله قوت النفوس و مجالسة المحبوب ، ياد خداوند غذاى جانها و همنشينى با محبوب است .(22)
23.بهترين اهل مسجدرسول خدا (ص ) فرمود: آيا به شما خبر ندهم از بهترين كارهاى شما كه درجه بلندترى است براى شما و در نزد خداوند شما بهتر شما را پاكدامن مى كند و از پول طلا و نقره براى شما بهتر است و خوب تر از آن است كه با دشمن خود برخورد كنيد و با آنها نبرد نماييد و از آنها بكشيد و كشته شويد؟ عرض كردند: يا رسول الله ! چرا. فرمود: آن بسيار ذكر كردن است .
سپس فرمود: مردى نزد پيغمبر (ص ) آمد و عرض كرد: بهترين اهل مسجد كيست ؟ فرمود: آن كه بسيار ذكر خدا كرده خير دنيا و آخرت به او داده شده است .
و در تفسير قول خداى تعالى ((منت مگذار كه كار بيشترى كردى .))(23)
فرمود: آنچه كار خوب براى خدا كردى ، آن را بيش مشمار.(24)
24.ذكر خدا حدى نداردامام صادق (ع ) فرمود: هر چيزى حدى دارد كه وقتى به آن رسد پايان مى پذيرد، جز ذكر خدا كه حدى كه با آن پايان گيرد ندارد.(25)
25.حدى براى ذكر گفتن نيستامام صادق (ع ) فرمود: خداوند نمازهاى فريضه را واجب كرده است ، هر كس آنها را اداء كند، حد آن تاءمين شده ، ماه مبارك رمضان را هر كس روزه بگيرد حدش انجام گرديده و حج را هر كس (يك بار) به جا آورد همان حد آن است ، جز ذكر الله كه خداوند به مقدار قليل آن راضى نشده و براى كثير آن نيز حدى قايل نگرديده است . سپس به عنوان شاهد سخن ، آيه يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا را تلاوت فرمود.(26)
26.نشانه شيعيانامام صادق (ع ) فرمود: شيعيان ما كسانى اند كه هر گاه تنها باشند، بسيار ذكر خدا كنند.(27)
27.ذكر در نهانابن فضال حديثى را به معصوم رسانيده است كه مى فرمايد: خداوند عزوجل به عيسى (ع ) فرمود: اى عيسى ! مرا در خاطر دار تا تو را در خاطر دارم و مرا در برابر همگنان بشرى (خودت ) ياد كن تا تو را در جمعى بهتر از جمع آدميان ياد كنم . اى عيسى ! دلت را براى من نرم و با پذيرش دار و در تنهايى بسيار يادم كن و بدان كه شادى من در اين است كه براى من تواضع كنى و در آن زنده و برازنده باشى و فسرده و مرده نباشى .(28)
28.ياد خدا با حالات زارىامام صادق (ع ) فرمود: فرشته ننويسد جز آنچه را بشنود و خداى عزوجل فرموده است : ياد كن در پيش خود پروردگارت را به زارى و از روى ترس (29) و ثواب اين گونه ذكر را كه در پيش خود شخص باشد و نهانى باشد، جز خداى عز و جل نداند، براى آن كه بسيار بزرگ است .(30)
29.همنشين با خداابوحمزه ثمالى از امام باقر (ع ) نقل كرده كه فرمود: در توراتى كه تحريف نشده است نوشته است كه : موسى (ع ) از پروردگارش درخواستى كرد، عرض كرد: پروردگارا! تو نزديكى به من ، تا با تو راز گويم ؟ يا دورى تا به تو فرياد كنم ؟ خداى عز و جل به او وحى كرد: اى موسى ! من همنشين آن كسى هستم كه مرا ياد كند. پس موسى عرض كرد: كيست در پناه تو روزى كه جز پناهت پناهى نيست . فرمود: آن كسانى كه مرا ياد مى كنند و من هم آنها را ياد مى كنم و در راه من با هم دوستى مى كنند و من هم آنها را دوست مى دارم ، آنانند كه چون خواهم به مردم روى زمين بلا و بدى برسانم ، براى خاطر آنها از همه آنان دفاع مى كنم .(31)
30.ياد خداامام صادق (ع ) فرمود: خداوند مى فرمايد: هر كه مرا در نهانى ياد كند، او را آشكار ياد كنم .(32)
31.زمره عاقلانامام صادق (ع ) فرمود: آن كه در زمره عاقلان در ياد خداى عز و جل است چون كسى است كه در زمره جنگجويان در راه خدا نبرد كند.(33)
32.همنشين خدادر روايت است كه على (ع ) مى فرمايد:ذاكر الله سبحانه مجالسه آن كه ياد خدا مى كند، همنشين خداست .(34)
33.ياد خدا در شبانه روزاز امام جعفر صادق (ع ) نقل است كه خداى عز و جل به موسى (ع ) فرمود: مرا در شبانه روز بسيار ياد كن و هنگام ياد من ، خاشع باش و هنگام بلايى كه به تو دهم ، صابر باش ، درگاه ذكرم آسوده زى و مرا بپرست و چيزى را با من شريك مساز، سرانجام تو به سوى من است . اى موسى ! مرا ذخيره خويش ساز، و گنج كردارهاى پاينده و شايسته خود را به من سپار.(35)
34.ياد خدا در پنهانىاميرالمومنين (ع ) فرموده است : هر كه خداى عز و جل را در نهان ياد كند، هر آينه خدا را بسيار ياد كرده است ، زيرا منافقان در عيان و پيش مسلمان خدا را ياد كنند و او را در نهان ياد نكنند، و براى همين است كه خداى عز و جل در سوره نساء آيه 142 فرموده است : خودنمايى كنند در برابر مردم ، و ياد نكنند خدا را جز اندكى .(36)
35.خدا را فراموش كردن
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22:3 توسط رزمی ........نویسنده و مدیر وبلاگ
|