توجه حضرت
شخصی می گفت من در صلوات فرستادن
بر سید انبیاء و رسول خدا (ص) تنبلی می کردم
یک شب آن حضرت را در خواب دیدم که به من توجهی نفرمودند
از هر طرف که حضرت رویشان بود می رفتم باز حضرت روی مبارکشان
را طرف دیگر می کرد.. گویا از من ناراحت بودند
عرض کردم: یارسول الله چرا به من نظر مرحمت نمی کنید و روی مبارک
خود را از من بر می گردانید؟ در حالی که من یکی از امّت شمایم.واز علماء
شنیده بودم که پیغمبران..امّت خود را بهتر از پدر و فرزندان خود
می شناسند.. حضرت فرمودند.. معرفت و شناخت من نسبت
به امّت به قدر فرستادن صلوات آنها بر من است ..وتو
اصلاً مرا به صلوات یاد نمی کنی؟ من چطور ترا بشناسم.
وبه چه صورتی از تو خوشحال باشم//؟
از خواب پریدم واز آن شب عهد کردم که روزی صد صلوات
بفرستم و فرستادم ..و خداوند متعال مرا توفیق عنایت
فرمود که بگویم اللهم صلّ علی محمد وال محمد
بعداز مدتی دوباره توفیق زیارت وجود مقدّس رسول
الله (ص) نصیبم شد...که بنده را مورد عنابت و لطف
و مر حمت خود قرار دادند و بعد فرمودند.
حالا تورا می شناسم و از تو خوشحال هستم
و روز قیامت شفیع تو خواهم شد
اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فر جهم
ثواب الا عمال...جامع الا خبار










