اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فر جهم
ترس از خدا ...
ابوذر می گوید. شبی علی (ع) را دیدم که از مردم کناره گرفته ودر مکان خلوتی مشغول مناجات است
در حالی که اشکهایش بر روی صورتش می غلتید و مانند
مار گزیده به خود می پیچید و همچون مصیبت دیده ها گریه می کرد و می فرمود/
اه!آه! از توشه اندک و سفر طولانی و انیس و همنشی
کم! آه از اتشی که جگر ها را بریان کند و پوست بدن
بر کند و آه از آتش.. که خرمن گستراند!!
ناگاه دیدم که صدا خاموش شد گفتم حتما حضرت خوابیده
است اما و قتی حرکتشان دادم دیدم که همچون چوب
خشک شده است گفتم شاید امام از دنیا رفته است
از همین رو به خانه حضرت رفتم و فاطمه (س) را از این امر آگاه ساختم فاطمه (س) فرمود..
این حالتی است که از ترس خدا هر شب بر علی عارض
میشود.....یاعلی
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:13 توسط رزمی ........نویسنده و مدیر وبلاگ
|