چند حديث از اصول كافي
علی بن اسباط گوید: شنیدم امام رضا علیه السلام در باره گنجی که خدای عز و جل می فرماید : « و زیرش گنجی برای آنها بود » فرمود : در آنجا بود : بسم الله الرحمن الرحیم ، در شگفتم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه می خندد ؟ و در شگفتم از کسی که یقین به تقدیر دارد چگونه اندوهگین می شود؟ و در شگفتم از کسی که دنیا و دگرگونیهایش را نسبت به اهلش دیده است ، چگونه به آن اعتماد می کند؟ و سزاوار است کسی که خدا را با عقل شناخته ، او را در قضا و قدرش متهم نسازد و در روزی رساندنش او را به کندی نسبت ندهد .
عرض کردم : قربانت گردم می خواهم این را بنویسم ، بخدا که خود حضرت دست برد تا دوات را پیش من گذارد . من دستش را گرفتم و بوسیدم و دوات را برداشتم و نوشتم .
اصول کافی جلد 3 صفحه 98 

امام صادق علیه السلام فرمود : اسلام برهنه است و لباسش حیا و زینتش وقار و سنگینی است و مردانگیش عمل صالح و ستون و پایه اش پرهیزکاری است و هر چیز را اساس و پایه ای است و پایه اسلام محبت ما اهل بیت است.

اصول کافی جلد 3 صفحه 77 

امام صادق علیه السلام فرمود : خدای عز و جل می فرماید: اگر بر بنده ی مومنم تنگ گیرم ، غمگین شود ، در صورتیکه این تنگی او را به من نزدیکتر سازد و اگر بر بنده ی مومنم وسعت دهم شادمان گردد در صورتیکه آن وسعت او را از من دورتر کند.
اصول کافی جلد 3 

امام صادق علیه السلام فرمود : همانا خدا دانست که ارتکاب گناه برای مومن از خودبینی بهتر است و اگر چنین نبود هرگز مومنی به گناهی دچار نمی شد.

اصول کافی جلد 3 صفحه 427